قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1863

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال سيصد و سى و پنجم از رحلت خير البشر در اين سال روزبهان « 1 » ديلمى بر معزّ الدّوله خروج كرد . چون اين خبر به معزّ الدّوله رسيد باور نكرد ؛ چرا كه روزبهان تربيت‌يافتهء معزّ الدّوله بود و او را معزّ الدّوله از مرتبهء فلاكت به مرتبهء امارت رسانيده بود . آخر الأمر ، چون عصيان و تمرّد او متحقّق گشت معزّ الدّوله از بغداد متوجّه او شد و خليفه المطيع باللّه از ترس ناصر الدّولة بن حمدان نيز با معزّ الدّوله در سفر موافقت نمود و معزّ الدّوله سبكتكين را در بغداد گذاشت . چون معزّ الدّوله به هوازن رسيد روزبهان نيز لشكرى آراسته در برابر معزّ الدّوله بيرون آمد . بعد از كارزار بسيار روزبهان زنده به دست معزّ الدّوله افتاد و آن فتنه فرو نشست و معزّ الدّوله به جانب بغداد مراجعت نمود و روزبهان را در بند نگاه داشت . چون ديلميان در اخراج او سعى تمام داشتند معزّ الدّوله فرمود تا او را در دجله شبى غرق كردند و بعد از صدور اين حركات از روزبهان ديلمى ، ديلميان در نظر معزّ الدّوله بىاعتبار شدند و تركان كمال اعتبار به هم رسانيدند . و در اين سال ، سيف الدّولة بن حمدان به بلاد روم رفت و بعد از قتل و كشش بسيار غنايم بىشمار به دست آورده به جانب حلب مراجعت نمود . بعد از وى روميان نيز لشكرها جمع كرده از راه خشكى تا ميّافارقين آمده خرابى بسيار در بلاد اسلام كردند و از راه دريا به طرسوس رسيده هزار و هشتصد نفر را از اهل طرسوس به قتل رسانيدند و جمعى كثير را اسير گرفتند و اكثر قرى آن ولايت را بسوختند . و در همين سال ، در همدان زلزله پيدا شد كه اكثر خانه‌هاى آن شهر روى به خرابى نهاد و دار الامارهء آن شهر به يك صاعقه از ميان بشكافت و خلقى كثير در آنجا به هلاكت

--> ( 1 ) . روزبهان بن ونداد خورشيد .